یکی بود...یکی نبود...!!!
من همیشه از اول قصه های مادر بزرگ می ترسیدم
و آخر هم به واقعیت می پیوست…
یکی بــــود…یکی نــــــبود…!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:26 توسط الی
|
و آخر هم به واقعیت می پیوست…
یکی بــــود…یکی نــــــبود…!!!

به نام صـاحب صـــدا (♪ ♫)